مرتضى مطهرى

60

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

و همين‌طور كه فكرشان منطق ندارد و هرج و مرج بر آن حاكم است ، هرج و مرج بر رفتارشان هم حاكم است . مطلب ديگرى را براى اينكه بحث ما ناقص نماند [ به عرض مىرسانم ] . اگر گاهى اصطلاحات علمى را ذكر مىكنم كوشش مىكنم كه خيلى مختصر عرض كنم كه با وضع اكثريت مستمعين ما ناجور درنيايد ، ولى چون ذكر نكردن ، نقص مطلب است ناچارم ذكر كنم . تقسيم منطق در حكمت و فلسفه اين حرف گفته شده است كه حكمت بر دو قسم است : نظرى و عملى . الهيات ، رياضيات ( حساب ، هندسه ، هيئت ، موسيقى ) و طبيعيات ( فيزيك ، حيوان شناسى ، گياه شناسى ) را مىگويند حكمت نظرى يا فلسفهء نظرى ، و در مقابل ، اخلاق ، سياست و تدبير منزل را مىگويند حكمت عملى . در منطق چنين سخنى گفته نشده است ولى مطلب صحيح است يعنى همچنانكه فلسفه بر دو قسم است : نظرى و عملى ، منطق هم يعنى معيارهاى بشر هم بر دو قسم است : معيارهاى نظرى ( همان منطقهاى معمولى ) و معيارهاى عملى . معيارهاى عملى همان است كه ما نام آنها را « سيره » يا روش مىگذاريم . آيا مىتوان در عمل يك منطق ثابت داشت ؟ قبلًا گفتم كه بعضى افراد داراى منطق‌اند و بعضى نيستند . اينجا اين مسأله طرح مىشود - و مخصوصاً جوانان ممكن است توجه‌شان جلب به اين مطلب شود - كه آيا يك انسان مىتواند در عمل ، در همهء شرايط زمانى و مكانى يك منطق داشته باشد ، يك منطق ثابت محكم كه از منطق خودش تجاوز نكند ؟ ما در بارهء پيغمبر اكرم چنين حرفى مىزنيم كه پيغمبر اكرم مردى بود كه در عمل سيره داشت ، روش و اسلوب داشت ، منطق داشت ، و ما مسلمانان موظفيم كه سيرهء ايشان را بشناسيم ، منطق عملى ايشان را كشف كنيم براى اينكه از آن منطق در عمل استفاده كنيم . حال آيا يك انسان مىتواند از اول تا آخر عمر يك منطق داشته باشد كه آن منطق براى او اصل باشد و اصالت داشته باشد ؟ يا اصلًا بشر نمىتواند يك منطق ثابت داشته باشد ، يعنى انسان تابع شرايط زمانى و مكانى و تابع شرايط زندگى و مخصوصاً تابع